۱-اینجا شیراز است ، جایی شبیه به خانه ، صدای من را از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید!
من ، یکی از علاف ترین آدم های دنیا هستم (گونه ای که تقریبا در نوع خودش نادر است) ، می گویند این روزها نسل ماها رو به انقراض است ، درست عین دایناسورها ، گفته می شود این گونه ی عجیب نمونه اش فقط در شیراز پیدا می شود. به گفته ی محققان ، این گونه ، تمام ویژگی های یک شیرازی اصیل را در خود دارد.
۲- خارج از شوخی ، ساعت ۱۰ و ربع است ، و من از این کتاب دینی لعنتی فقط نصفش را خوانده ام. خدایا! رحم کن! نمی خواهم بیافتم!

۳- امشب بساط شب زنده داری است و احتمالا وبگردی ، من هم که این روزها معتاد اینترنت شده ام.
۴- امشب هم باز از آن شبهای مهتاب است که شاعر می گوید حبیبم رو می خوام! دلم هوای حبیب کرده! چه قشنگ می خواند "من مرد تنهای شبم"
۵- و من ، مرد تنهای شبم که خسته از این کتاب دینی لعنتی اینجا آمده ام. صدای عزاداری و طبل و سنج از آن بیرون می آید. هر شب این دسته ها تا نیمه های شب ، از وسط خیابان می گذرند. یکی نیست بگوید: خب خدا پدر و مادرتان را بیامرزد! عبادتان قبول! اصلا شما بهشتی شدید! خواب را به دهان ما حرام نکنید!
۶- رختخواب ها گوشه ای تلنبار شده ، حس پهن کردنشان نیست ، همانطور که صبح ها تنبلیم می آید جمعشان کنم.
۷- آآآآآآآاوووووووه ه ه ه ه ه ه! این خمیازه ی من بود.
۸- دیگه چی بنویسم؟ قصه ی هزار و یک شب خوب است؟ عجیب دلم تنگ نوشتن است. الان سه- چهار ماهی می شود که چیز جدی جدیدی ننوشته ام ، شاید از تنبلیم بوده ، شاید واقعا وقتش نبوده ، شاید تخیلم را ، کودکیم را گم کرده ام ، شاید هم باید منتظر باشم... امشب دلم هوسش را کرده!
۹- جای شما خالی ، خیلی وقت بود شام سنگین نخورده بودم ، امشب خیلی چسبید! خدا می داند امشب چه خوابهایی ببینم.
۱۰- الان که می بینید هی چرت و پرت می نویسم برای این است که حوصله ام نمی شود از پای سیستم بلند شوم دوباره بشینم درسم را بخوانم! بابا اگر من نخواهم................ به کی باید بگویم؟
۱۱- ای خدا! خودت حال و روزم را می دانی! نامرد بگو دیگر چقدر باید منتت را بکشم؟ کمکم کن ، که بدون کمک تو هیچی نیستم و هیچ کاری نمی توانم بکنم... خداجون! قربون معرفتت! خیلی تنهام!
پی نوشت: این بند آخر را لازم نیست بخوانید ؛ یک چیزی است بین خودم و خدا ، به شما مربوط نمی شود.
پی نوشت ۲: من ذاتا آدم مودبی هستم ، اما وقتی این کامنت های تبلیغاتی کپی پیستی را می بینم دلم می خواهد هر چی حرف نامربوط از دهنم در می آید نثار این ها کنم!