چرایی وجود
یکی از دوستهایم مدتها فکرش این شده بود که "چرا به وجود آمدیم" و با خودش درگیری پیدا کرده بود ، گفتمش که جواب خیلی ساده است و در یک کلمه خلاصه می شود: لذت!
این روزها خودم هم زیاد به این مسئله فکر می کنم و البته از هر زاویه ای که نگاه می کنم ، می بینم که جواب آخر همین یک کلمه است. چه احمقند آنها که فلسفه اپیکور (لذت گرایی) را غیراخلاقی و مادی گرا می خوانند ، چون نمی دانند که چه از نقطه نظر مذهبی و چه از دیدگاه بی دینی به چرایی وجود فکر کنی در جواب آخر به همان لذت می رسی.
طرف گفت: این که نمی شود ، لذت خیلی حقیر است ، کوچک است.
گفتم که نه! اینجور نیست ، لذت خیلی پرشکوه و ابهت هم هست اتفاقا ، بزرگتر از چیزی که فکرش را بکنی ، شاید بزرگترین مسئله زندگی بشر که ریشه همه چیز را باید در آن جستجو کرد.
پ.ن: لامذهب زندگی هم با ما سر سازیدن ندارد انگار...
این روزها خودم هم زیاد به این مسئله فکر می کنم و البته از هر زاویه ای که نگاه می کنم ، می بینم که جواب آخر همین یک کلمه است. چه احمقند آنها که فلسفه اپیکور (لذت گرایی) را غیراخلاقی و مادی گرا می خوانند ، چون نمی دانند که چه از نقطه نظر مذهبی و چه از دیدگاه بی دینی به چرایی وجود فکر کنی در جواب آخر به همان لذت می رسی.
طرف گفت: این که نمی شود ، لذت خیلی حقیر است ، کوچک است.
گفتم که نه! اینجور نیست ، لذت خیلی پرشکوه و ابهت هم هست اتفاقا ، بزرگتر از چیزی که فکرش را بکنی ، شاید بزرگترین مسئله زندگی بشر که ریشه همه چیز را باید در آن جستجو کرد.
پ.ن: لامذهب زندگی هم با ما سر سازیدن ندارد انگار...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۳ ب.ظ توسط سروش
|