سالی که نکوست...
اینجا شیراز است ، ساعت ۸ و نیم بعدازظهر ، پشت شیشه مانیتور...
فعلا خسته ام ، از همه آنهایی که کامنت گذاشته اند یا منتظرند لینکشان کنم و هنوز پاسخی نداده ام معذورم ، فعلا تعطیل تعطیلم! تا بعد...
پ.ن: سالی که نکوست از بهارش پیداست...
فعلا خسته ام ، از همه آنهایی که کامنت گذاشته اند یا منتظرند لینکشان کنم و هنوز پاسخی نداده ام معذورم ، فعلا تعطیل تعطیلم! تا بعد...
پ.ن: سالی که نکوست از بهارش پیداست...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۷ ب.ظ توسط سروش
|