برای آنها که رای دادن را مهر تاییدی بر یک نظام سیاسی ایدئولوژیک فرض می کنند:
۱- دموکراسی لیبرال یک شبه به دست نمی آید ، دموکراسی نتیجه ی یک جریان بزرگ و دراز مدت اجتماعی است که ممکن است حتی قرن ها طول بکشد. برای همین هم هست که با نگاهی به تاریخ ایران و جهان می بینیم در هیچ برهه ای از زمان ، انقلاب و شورش ، برای هیچ ملتی نتوانسته دموکراسی را به ارمغان بیاورد ، چه این که حتی تخریب و ویرانی های اجتماعی شدید را با خود به همراه داشته است. چند شب پیش که با یک استاد اقتصاد دانشگاه صحبت می کردم صحبت جالبی داشت: "ما ۳۰ سال پیش انقلاب کردیم ، در خلال این انقلاب فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشتیم ، نسلی پدید آمد که به نسل سوخته معروف شد ، و بعد از گذراندن تمام این فراز و نشیب ها امروز در آستانه تغییریم. حال این منطقی است که بعد از ۳۰ سال ، با یک حرکت مخرب ، تمام این دستاوردها را نابود کنیم تا نسل جدیدی بخواهد تمام این ۳۰ سال را دوباره تجربه کند؟"
بنابراین، حرکت در جریان اصلاحات ، این روند اجتماعی را تسریع می کند و نیل به دموکراسی را بیش از پیش نزدیک می نماید.
۲- این روند اجتماعی اما چگونه شکل می گیرد؟
به نظر من ، هیچ حکومتی از مردم جدا نیست ، حکومت از دل مردم زاده می شود ، و اگر روزی مردمی حکومتی را نخواهند ، بی شک عمر آن حکومت طولی نخواهد داشت. پس ، اگر یک نظام سیاسی -هر چقدر هم که دیکتاتوری به نظر برسد- هنوز پابرجاست ، یعنی مردم هنوز آن نظام سیاسی را می خواهند. البته این که مردم یک حکومت را بخواهند یا نه ، فقط به گفتنش نیست ، ممکن است حتی مردم ظاهرا مخالفتشان را با حاکمیت به زبان بیاورند ، اما عملا هنوز آن نظام سیاسی را می خواهند ، چرا؟
چون هر یک از ما به قول دوستی ، یک دیکتاتور درونی دارد ، وقتی من در خانواده ی خودم نمی توانم دیدگاه های مختلف را تحمل کنم ، چطور ادعا داشته باشم که حکومت ، باید یک حکومت دموکراتیک و نقدپذیر باشد؟
پس ، برای تسریع روند رسیدن به دموکراسی ، اول باید خواست مردم را تغییر داد. خواست مردم چطور تغییر می کند؟ با مطبوعات ، جنبش های مدنی که به مرور رشد می کنند ، با مطرح شدن دیدگاه های سیاسی جدید. بعضی از دولت ها فضا را برای این حرکت مدنی بیشتر فراهم می کنند ، بر عکس بعضی دولت ها تا آنجا که توان دارند سعی در خفه کردن این حرکت ها در نطفه می نمایند.
۳- برای ما که از موسوی در انتخابات پیش رو حمایت می کنیم ، دولت میرحسین دریچه ای برای تغییر خواست مردم است. اگرچه شاید با تغییر دوباره ی دولت ۴ سال دیگر ، تمام دستاوردهای سیاسی- اقتصادی چنین دولتی به عقب برگردد ، اما حداقل دستاورد ماندگار دولت اصلاحات ، همین تغییر خواست مردم و تغییر نگرش سیاسی آنهاست. همچنان که حداقل یادگار و دستاورد دوران ۸ ساله ی خاتمی ، تغییر خواسته ها و تغییر نگاه سیاسی مردم باشد. نه یک حرکت سیاسی تخریبگرانه ، که یک جریان آرام و محکم که آرام آرام بنا می شود.
در نقطه مقابل با تمدید عمر ۴ ساله ی دولت نهم ، دور از ذهن نیست که شاهد انواع ناآرامی ها و موجهای مخرب اجتماعی باشیم ، تا جایی که حتی بعضی تحلیلگران سیاسی معتقدند انتخاب دوباره ی احمدی نژاد می تواند مقدمه ی یک شکاف بزرگ و نهایتا یک جنگ داخلی باشد ، که بی شک هر نتیجه ای داشته باشد ، دموکراسی را با خود به همراه نخواهد داشت.
بنابراین ، حتی اگر به اصول و مبانی ایدئولوژیک حاکم معتقد هم نباشیم ، انتخاب موسوی را باید گامی در جهت سکولاریزه شدن دانست. اما نه مثل موجی ویرانگر ، بلکه یک جریان قدرتمند و آرام اجتماعی که پا گرفتن آن شاید سال ها طول بکشد. حرکتی برای تغییر.