دیروز یادداشت ملایمی درباره عملکرد دولتمردان اصولگرا در استفاده ابزاری از شهروندان روستایی در راستای کسب رای نوشته بودم که بعد از رفتنم از روزنامه سردبیر محافظه کارمان یادداشت را کلا قیچی کرده بود. افسوس خوردم ، یادداشتی که دو سه ساعتی روی آن وقت گذاشته بودم بدجوری از صفحه پاک شد. بالاخره دلم برای یادداشتم سوخت و یادداشت توسری خورده را اینجا گذاشتم.
مناطق محروم ، پله صعود قدرت مداران
به جرات می توان گفت طی 30 ساله پس از انقلاب اسلامی ، هیچ دولتی به اندازه دولت نهم محرومیت زدایی از مناطق روستایی و خدمت به مناطق محروم را محوریت شعارهای خود قرار نداده است. محبوبیت احمدی نژاد و دیگر همفکران وی در دولت نهم بین شهروندان مناطق روستایی و شهرستان های کشور ، مدعایی قوی بر گفته فوق است.
از سوی دیگر ، باید اذعان داشت اکثریت جمعیت کشور را شهروندان این مناطق محروم تشکیل می دهند.
نباید غافل شد از این مقوله که متاسفانه امروز ، هنوز شهروندان روستایی از بینش سیاسی کافی نسبت به اموری که در سطح وسیع در کشور در جریانند ، برخوردار نیستند.
|
شعارهای پوپولیستی همچون «آب و برق مجانی» ، «کمک به وضعیت معیشتی روستاییان» ، «توسعه مناطق روستایی» و «گسترش ساخت و ساز عمرانی» ، همه و همه وسیله بسیاری قدرت طلبان اصولگرا طی سالیان اخیر برای کسب رای از این مناطق بوده است. |
جمعیت کثیری که هنوز بسیاری وقایع سیاسی روز را آنطور که هست و آنطور که باید باشد نمی بینند.
عدم دسترسی کافی روستاییان به رسانه های جمعی کشور و فاصله زیاد جمعیت مناطق محروم از تحلیل های سیاسی روز و تا حدودی فقر اطلاعاتی در این مناطق ، همه و همه دست به دست هم داده اند تا ساکنان این مناطق ، با دیدی بسته نسبت به شرکت در انتخابات اقدام نمایند. این بینش محدود ، می تواند پله مناسبی باشد برای صعود قدرت مداران بر صندلی قدرت.
در این بین ، طرح شعارهای ساده و کلی ، استفاده از احساسات روستاییان و وعده و وعید دادن به روستاییان برای حل مشکلات ، راهکار خوبی است که چه بسا بسیاری سوداگران صندلیهای دولتی، ممکن است از امروز برای کسب رای از جمعیت کثیر ساکن مناطق محروم کشور در نظر گرفته باشند و چندان از واقعیت دور نیست اگر بگوییم بسیاری دولتمردان غیرمردمی طی سالیان گذشته ساده نگری روستاییان را ابزار رشد خود قرار داده اند.
شعارهای پوپولیسی همچون «آب و برق مجانی» ، «کمک به وضعیت معیشتی روستاییان» ، «توسعه مناطق روستایی» و «گسترش ساخت و ساز عمرانی» ، همه و همه وسیله بسیاری قدرت طلبان اصولگرا طی سالیان اخیر برای کسب رای از این مناطق بوده است.
از سوی دیگر بینش سیاسی کوتاه روستاییان ، سبب می شود بسیاری اقدامات هر چند کوچک مسئولین در این مناطق ، بزرگ جلوه کند.
.شهروندانی که در دید آنها حتی ایجاد چند پارک محلی در منطقه ، اقدام مثبت عظیمی تلقی میشود.
کمتر از یک سال ، به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده است و مردم مناطق دورافتاده کشور ، از جمله شهرستان های فارس ، همچنان با محرومیت دست و پنجه نرم می کنند. شاید بتوان گسترش بینش سیاسی مردم در شهرستان های فارس را ، به مثابه پیشگیری پیش از درمان دانست. پیشگیری از تکرار اشتباهات گذشته و پیشگیری از این که روستاییان فارس تحت تاثیر برخی شعارهای عوام فریبانه ، گرفتار انتخابی چشم بسته و احساساتی شوند.
انتخابی که نه فقط سرنوشت آنها ، بلکه سرنوشت 70 میلیون نفر جمعیت شهری و روستایی را رقم خواهد زد.