۱- تقریبا دو سال و نیمی پیش بود ، وقتی گام به عرصه خبرنگاری گذاشتم. ۱۲ ساله بودم و عشق خبر ، اما تنها تجربه ام سردبیری یک نشریه ۵۰ نسخه ای در مدرسه بود که مخارجش را سخت در می آوردیم و گاه سودی که از فروش مجله عایدمان می شد فوقش هزار تومان بود!
یادش بخیر ، آن وقت از خبرنگاران برای خودم غولی ساخته بودم! خدمتگزارانی با دید اجتماعی بالاتر از عامه مردم ، روشنفکرانی که از زوایای پشت پرده سیاست سردرمی آورند ، و آدمهایی که کم و بیش درگیر روزمرگی ها نشده اند. اولین بار که برای پوشش خبری به جلسه ای اعزام شدم ، می ترسیدم ، فکر می کردم چون نه تحصیلات خبرنگاری دارم و نه تجربه این کار ، کم می آورم. فکر می کردم خبرنگاری سخت تر از این باشد که من نیم وجب قد و بالا بتوانم از عهده اش بربیایم ، و باز فکر می کردم بقیه همکارانم چیزهایی خیلی بیشتر از من می دانند.
۲- اما خیلی زود فهمیدم خبرنگار شدن حداقل در شهری مثل شیراز آسان تر از چیزی است که فکر میکنم. فهمیدم روزنامه نگار بودن در شیراز آنقدرها هم مهم نیست ، این چیزها را به مرور میفهمیدم... بعدها با حضور در یک محیط مثلا جدی تر ، یعنی تحریریه یک روزنامه این مسئله را کاملا حس کردم...خبرنگاری ساده تر از چیزی بود که فکر می کردم ، نیاز به تحصیلات نداشت ، نیاز به تجربه نداشت ، از همان روز اول که شروع می کردی باید بود سرت را به جلسات روزانه و حرفهای تکراری مدیران ادارات گرم کنی ، باید بود میرزابنویس خوبی باشی ، همین!
۳- تلخ است ، اما باید باور کرد این واقعیت را که نه تنها خبرنگاری در استان فارس و در شیراز ، گرفتار روزمرگی ها شده است ، بلکه کل بدنه روزنامه های محلی به همین آفت مبتلاست! برای منی که از مطبوعات محلی برای خودم بهشتی ساخته بودم ، راستش خیلی توی ذوقم خورد وقتی این واقعیات را فهمیدم. برای بستن یک صفحه در یک روزنامه محلی کافی است ۴۰۰۰ کلمه از هرجا که می توانی جور کنی و باز برای کسی مهم نیست این ۴۰۰۰ کلمه چه جور باشند و از کجا...
برای بستن یک صفحه اجتماعی کافی است نیم نگاهی به سرویس اجتماعی خبرگزاری ها بیاندازی و تا چشم به هم بزنی صفحه بسته شده ، اینجا برای کسی مهم نیست گزارشی در صفحه ات کار کرده باشی یا نه ، برای کسی مهم نیست ستون هایت را با چه اخباری پر کرده ای ، اینجا برای کسی مهم نیست پایین صفحه را گزارش تصویری کار کرده ای یا یک یادداشت سیاسی اینترنتی... تنها چیزی که مهم است این شده که مطالب را تا قبل از ۴ بعدازظهر به صفحه آرا برسانی و پرینت صفحه را به سردبیر ... بعد با خیال راحت کیفت را روی دوشت می اندازی ، کاورت را در می آوری ، از پله ها پایین می روی و نفسی می کشی...
۴- اما واقعیت تلخ تر وابستگی اقتصادی روزنامه ها در شیراز است. در حالی که حق التحریری که از یک گزارش چهارهزارکلمه ای نصیب گزارشگر می شود در تهران چهاربرابر شیراز است ، غالبا خبرنگاران شیرازی برای تامین درآمد خود مجبورند خودشان را به بخش رپرتاژ و آگهی بچسبانند ، متاسفانه خبرنگاران شش روزنامه ای که در شیراز فعالیت می کنند ( خبر جنوب ، عصر مردم ، نیم نگاه ، افسانه، تحلیل روز ، سبحان) هیچ فرقی با روابط عمومی ادارات ندارند. بین این جامعه گسترده رسانه ای کمتر کسی را می توانی پیدا کنی که تحصیلات روزنامه نگاری داشته باشد یا وارد حیطه رپرتاژ و آگهی نشده باشد. چند روز پیش که برای مصاحبه با یکی از مدیران شهرستانی تماس گرفته بودم تا مشکل خشکسالی را پیگیری کنم ، آقای فرماندار به من می گفت: "شما برای این مصاحبه پول هم می گیرید؟ یعنی هزینه ای برای ما دارد؟"
در واقع نه تنها دید خبرنگاران نسبت به رسالت مثلا مقدسشان ، بلکه تصویر مدیران از آنها نیز ایجاب میکند که وارد حیطه تبلیغاتی شوند. اثبات مطلب فوق نگاهی است به صفحات آخر روزنامه های شیراز که بیشتر اوقات به رپرتاژهای ادارات مختلف اختصاص دارند ، بعبارتی از پتانسیل رنگی بودن این صفحات (به دلیل مشکلات مالی بیشتر روزنامه های شیراز صفحات داخلی شان را سیاه و سفید کار می کنند) برای مصارف تبلیغاتی استفاده می شود تا ارائه یک کار حرفه ای.
همین مسائل تبلیغاتی باعث شده است تا روزنامه های شیراز برای گرفتن آگهی به ادارات و سازمانها وابسته باشد و همین مسئله باعث می شود تا بیشتر اوقات اگر هم عملکرد اداره ای نقد می شود این نقد محافظه کارانه باشد تا مباید اداره مزبور از دادن آگهی به روزنامه خودداری کند.
حال این سوال پیش می آید که چرا حقوق یک خبرنگار در شیراز نباید در حدی باشد که آقا یا خانم خبرنگار برای گذران زندگی مجبور نشود به تبلیغات و رپرتاژ متکی شود؟
۵- نبود نیروهای متخصص روزنامه نگاری در شیراز عاملی شده است تا مطبوعات خیلی آماتورتر از حد شهری که داعیه پایتخت فرهنگی بودن را دارد عمل کنند. برای اثبات این حرف ، کافی است چرخی در میان مطبوعات شیراز بزنید و از خبرنگاران شیرازی سوالاتی بپرسید که حداقل چیزی است که باید یک روزنامه نگار بداند. کافی است بپرسید: " تعریف خبر چیست" ، "تحلیل با تفسیر چه فرقی دارد؟" ، "در خبرنویسی از چند نوع لید می شود استفاده کرد؟" ، "از چه سبکهایی در نوشتن خبر استفاده می شود" و ببینید چند درصد از خبرنگاران شیرازی قادرند پاسخگوی این پرسشهای ابتدایی باشند. هرچند دانشکده خبر شیراز افتتاح شده است ، اما از گوشه و کنار خبرهایی از دانشکده خبر به گوش می رسد که چندان خوش آیند نیست و حکایت از جو خوش خوشانه این دانشکده می نماید! از طرف دیگر گروهی که در شیراز آنقدر پیشرفت می کنند که در روزنامه نگاری تا حدودی حرفه ای می شوند نمی توانند جو تنگ نظرانه ای را که اینجا حاکم است تحمل کنند و پایشان خیلی زود به پایتخت باز می شود. متاسفانه در شیراز وابستگی های اقتصادی باعث شده است خبرنگاران ، نه تنها حرفه ای عمل نکنند ، بلکه به اصطلاح زیرآب گروهی را که متفاوت فکر می کنند و متفاوت کار می کنند بزنند. همکاران رسانه ای در شیراز نمی توانند پیشرفت هم را تحمل کنند.
در جلسات خبری که می نشینی ، با چشم های خودت می توانی ببینی خبرنگاران شیرازی به جای نوشتن خبر ، در گوش هم حرفهای خاله زنکی پیرزن های قدیمی شیرازی را پچ پچ می کنند و می خندند و فردا می توانی خبری را که ایرنا روی خروجی خود قرار داده است در شش روزنامه شیراز و به اسم خود خبرنگاران روزنامه ها بخوانی...
۶- اینترنت ، بلای دیگری شده است برای مطبوعات شیراز ، روز شنبه وقتی یکی از روزنامه ها را که نمیخواهم اسمی از آن ببرم می خواندم ، دقت که کردم دیدم بین ۱۶ صفحه روزنامه حداکثر سه ، چهار تا مطلب تولیدی دیده می شود و بقیه روزنامه سرخوشانه با اینترنت پر شده است. نمی دانم چطور بعضی ها می توانند نسبت به کاری که می کنند اینقدر بی خیال باشند؟
۷- شیراز شش روزنامه دارد و هفتمی هم در آینده نزدیک در راه است. عادت کرده ایم خودمان را با شهرستانهای ضعیف تر مقایسه کنیم ، اما کافی است روزنامه های شیراز را با روزنامه های رقیب شمالی استانمان ، یعنی اصفهان مقایسه کنیم تا بفهمیم در کجای صفحه قرار داریم...
قصد سیاهنمایی ندارم و خوب می دانم امروز شیراز از خیلی شهرستان های دیگر کشور قوی تر عمل می کند. کمتر شهرستانی را می توان یافت که ۶ روزنامه محلی داشته باشد ، اما مشکل اینجاست که کمیت بالا ، به کیفیت بالا هم نیاز دارد. باز هم تاکید می کنم قصد سیاهنمایی ندارم ، و شاید حداقل برای این که برای یک روزنامه نگار پایتختی که این یادداشت را می خواند تصویرنادرستی از مطبوعات استان فارس به وجود نیاید لازم است تاکید کنم مطبوعات شیراز ، هر چند بسیاری اوقات ضعیف عمل کرده اند ، اما گاه پیش آمده که در دوره ای کوتاه تیم های حرفه ای با سابقه و تحصیلات بهترین عملکردی را که میتوانسته اند ارائه داده اند ، اما این افراد نیز بالاخره خسته شده و از فعالیت مطبوعاتی کنار کشیده اند.
۸- روزنامه هفتم شیراز به زودی در راه است و باز از فردا به خودمان افتخار می کنیم که رکورددار تعداد مطبوعاتیم ، اما راستی مطبوعات فارس به کدام سمت می روند؟