در باب جامعه پذیری

عبارت جامعه پذیری" لفظی است که برای آموزش ها و به عبارتی فرو کردن هر چیزی که می خواهند توی مغز آدمها به کار می برند! (پایگاه اینجور کارها معمولا مدرسه است) به عبارتی ، جامعه پذیری همان اصطلاح مودبانه ی "چوق چپانی" توی سر آدم است! اما این جامعه پذیری به قول شیرفرهاد بعنیییییی چه؟
۱- خب ، طبیعی است که آدم "جامعه پذیر" می شود! یعنی چی؟ یعنی یک بره کاملا معصوم و مظلوم و البته مطیع ، که خدای نکرده عمل ناشایست ازش سر نمی زند.
۲- جامعه پذیری یعنی درست کردن آدم ماشینی! آدم هایی که عین ماشین ، همه چیزشان برنامه ریزی شده است ، از حرف زدن و راه رفتنش گرفته تا گلاب به رویتان دستشویی رفتن و ...!
۳- جامعه پذیری یعنی درست کردن یک آدم کاملا معتقد به چیزهایی که "ارزش" می دانند و جامعه پذیری یعنی پرورش آدمهایی که عین چوب خشک می شوند. یعنی انقدر فکرشان بسته می شود که هر چی بهشان ور بروی ، عوض نمی شوند و وقتی به حقیقت تلخ و البته شکننده می رسند ( اگر برسند) طبیعی است که عین چوب خشک می شکنند!
۴- جامعه پذیری یعنی سرت را پایین بیاندازی و راه پدرانت را بروی (دور از جان عین بز) .
۵- و نهایتا جامعه پذیری یعنی این که به تو بفهمانند که بله! حقیقت این است و یا معتقد باش یا برو به جهنم! غافل از آن که حقیقت آنقدر گنده است که دستشان بهش نمی رسد. البته بعضی هستند که دیگر آخرهای عمرشان ، دم مردن می فهمند که هیچ چیز نمی فهمیده اند ، و در واقع تمام این مدت ، دچار جهل مرکب بوده اند.
خدایا! اگر خوب است ما را هم جامعه پذیر کن که اینقدر درد نکشیم!
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۰ ب.ظ توسط سروش
|