کاش خدا جسم داشت....

کاش از آن بالا بالا ها می آمد پایین ، آنوقت سرم را شانه هایش می گذاشتم و زار زار می زدم زیر گریه!

هر چه ته دلم بود به او می گفتم. لابلای هق هق هایم به او می گفتم: خدا جون! تنهام! چکار کنم؟