جهان را /از پشت پرده ي بلوري چشمانم / - همان پرده ي تور توري خاك خورده ي هزار ساله-
/ لمس مي كنم و بو مي كشم / به سان /  كوري در  معرض تابش بي كران خورشيد /جهان را / لمس مي كنم و در نمي يابم /
و مي دانم ، عمرم رو به پايان است