روز تخ.ماتيكي بود. از اون روزايي كه يه نواخت پيش نميرن. هر لحظه يه جوري هستي. هزار مدل فكر ميان سراغت. رواني ميشي. منظورم اين نيست كه اتفاق خاصي افتاد. صبح تا عصر كه تو خونه تنها بودم (آخ جون خونه خالي- هر چند من اصولا هيچ گهي نميخورم) عصرم كه اول امير زنگ زد و طبق معمول كار جديدمو براش زدم (اين امير به طرز عجيبي به من اعتماد به نفس ميده!) ، بعدشم فراز زنگ زد و گفت ستارخانم ، راه بيافت بيا تو پياده رو عفيف آباد-ستارخان همديگه رو مي بينيم. يهويي روحم شاد شد. يعني اگه اين بهم زنگ نزده بود امروز از غصه دق مي كردم ميافتادم ميمردم.
القصه ، در فصل ربيعي كه صولت برد آرميده بود و اوان دولت ورد رسيده (!) mp3 رو گذاشتم تو گوشم و در حالي كه باله ي درياچه ي قوي چايوفسكي رو گوش مي كردم راه افتادم تو پياده رو. پسر ، مث جهنم شلوغ بود. پسراي خوش تيپ ، دختراي خوش ... خوش چي چي بگم؟ خوش لباس! خوش اخلاق! - نميدونم چرا هر وقت ميرم تو خيابون اين چيزا رو ميبينم- القصه راه افتاديم طرف چمران. خيلي چسبيد. مخصوصا كه هوا هم يه خرده نمي داشت كه بوي بارون مي داد. خلاصه همينطور همينطوري رفتيم تا احسان (!) بعدش من از اونجا سوار تاكسي شدم و نخود نخود.
خونه كه رسيدم ديدم حوصله م نميشه لباسامو درآرم - كثافت لباسام خيلي زياد بودن. در آوردنشون مناسك خيلي طولانيي دارن كه انر‍ژي ميگيره از آدم- همينطوري نشستم پشت پيانو تا حدود ساعت 11 -كه ديگه بابام سر درد گرفت و يه كم ديگه ادامه ميدادم همه جور فحشي از دهنش خارج مي شد- بعدش يه نيم ساعتي آهنگ گوش دادم ، يه كم الكي توي نت چرخيدم ، بي هدف ، بيشتر براي اين كه بذارم ذهنم براي خودش بگرده. بعدشم ديدم خوابم نميبره نشستم دو ساعت و نيم درس خوندم.
ها ، همين. فردا صبحم دارم ميرم كلاس. بعدشم دارم ميرم ولگردي.
از زندگيم راضي ام. دليلي براي ناراضي بودن ندارم.
هيچ اصل فلسفي خاصي هم تو زندگيم ندارم.
حرفي هم كه خيلي معني دار باشه ندارم.
براي زنده بودنم هم ضمنا دنبال دليل نمي گردم.
صرفا از ساز زدن لذت مي برم. و در ضمن فكر مي كنم خورشيد چيز قشنگي باشه. بابا و مامانمو يه ريزه دوس دارم. آدم فوق العاده معمولي و متوسطي هستم ، و از متوسط بودن و حماقت بورژوامآبانه ي خودم فوق العاده احساس لذت مي كنم. الانم فك كنم ديگه بايد بگيرم بكپم ، چون خوابيدن كار آدماي عادي و متوسطه. و منم آدم زياد خاصي نيستم. همين ديگه.
من رفتم كپه مرگمو بذارم.
تمام.