105
صکس...
احمقانه ترین واقعیتی است که تا به امروز شناختم.
پوچ ، مثل صورتکی که تمام مدت با لبخند احمقانه اش تو را "انکار" می کند.
کمی کثیف -فقط کمی-
و حقیرتر از آن که حتی نفرت انگیز باشد...
صکس...
پ.ن: چرا دارم راجع بهش فکر می کنم؟
(این استفراغ است که تا بیخ گلویم را می فشارد...
استفراغ...)
احمقانه ترین واقعیتی است که تا به امروز شناختم.
پوچ ، مثل صورتکی که تمام مدت با لبخند احمقانه اش تو را "انکار" می کند.
کمی کثیف -فقط کمی-
و حقیرتر از آن که حتی نفرت انگیز باشد...
صکس...
پ.ن: چرا دارم راجع بهش فکر می کنم؟
(این استفراغ است که تا بیخ گلویم را می فشارد...
استفراغ...)
+ نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۱ ب.ظ توسط سروش
|