مریضی
آقای "ک" امان نداد ، صندلیم را از پشت گرفت و با حداکثر قدرتی که داشت من و صندلی بدبخت را کوبید کف زمین. تخصیر خود نافهمم است که آدم نمی شوم ، هر دفعه دوباره همان غُد بازی ها را در می آورم. اصلا این حرفها به من چه؟ برتراند راسل سگ کی بوده که من سر کلاس سنگش را به سینه می زنم؟ تقصیر خودم است ، خود بی شعور غربزده ام ، وقتی بلد نیستم کتک کاری کنم ، وقتی زورم در حد تخم مرغ شانسی به کسی نمی رسد مرض دارم سر به سرش می گذارم؟
کاش آدم بشو بودم...
کاش آدم بشو بودم...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱ ب.ظ توسط سروش
|