با همه خستگی هایم ، دلم هوس کرده دوباره بچه بشوم، مثل آن وقت ها. خودم باشم ، یعنی مجبور نباشم عین احمق ها هی دروغ به خورد خودم و بقیه بدهم. حیف که مثل آن سالها نیستم که اشکم دم مشک باشد ، وگرنه همینطوری یکهوی می زدم زیر گریه ، اینطوری بود که مابین هق هق هایم غرولندکنان می گفتم: " آخه هیشکی منو دوش نداله!"

توضیح واضحات:آدم مشکل داری نیستم ، فقط از سر خستگی مزخرفات بالا را نوشتم ، به دل نگیرید.