اپیکوریسم واقعی
این روزها کم کم دارم به اپیکوریسم به معنای واقعی نزدیک تر می شوم ، طعم خیلی توپی دارد!
***
پوچ گرایی و لذت گرایی ارتباط خیلی تنگاتنگی با هم دارند. وقتی به یکی برسی ، آن یکی خودش می آید. البته این لذت گرایی در عین حال خودش یکجور نقض کننده پوچی هم هست ، پوچی یعنی این که وجود داشتن هیچ هدفی ندارد و اپیکوریسم لذت را به عنوان تنها هدف وجود داشتن انسان ها مطرح می کند. از جهت دیگری ، وقتی به پوچی می رسی ، یعنی دیگر چیزی برای از دست دادن نداری ، و وقتی چیزی برای از دستن دادن نداشته باشی ، دغدغه ای هم نداری و این یعنی یک فرصت خوب برای عمیق شدن و لذت بردن از زندگی. حتی بعضی نقل قول ها هست که افلاطون در زمان خودش ، برای این که فیلسوف ها به خودشان یک مدت استراحت بدهند پیشنهاد می کرد که سراغ فلسفه پوچی بروند. به قول خیام:
" برخیز و مخور غم جهان گذران/ بنشین و دمی به شادمانی گذران
در کار جهان اگر وفایی بودی/ نوبت به تو خود نیامدی از دگران "
***
پوچ گرایی و لذت گرایی ارتباط خیلی تنگاتنگی با هم دارند. وقتی به یکی برسی ، آن یکی خودش می آید. البته این لذت گرایی در عین حال خودش یکجور نقض کننده پوچی هم هست ، پوچی یعنی این که وجود داشتن هیچ هدفی ندارد و اپیکوریسم لذت را به عنوان تنها هدف وجود داشتن انسان ها مطرح می کند. از جهت دیگری ، وقتی به پوچی می رسی ، یعنی دیگر چیزی برای از دست دادن نداری ، و وقتی چیزی برای از دستن دادن نداشته باشی ، دغدغه ای هم نداری و این یعنی یک فرصت خوب برای عمیق شدن و لذت بردن از زندگی. حتی بعضی نقل قول ها هست که افلاطون در زمان خودش ، برای این که فیلسوف ها به خودشان یک مدت استراحت بدهند پیشنهاد می کرد که سراغ فلسفه پوچی بروند. به قول خیام:
" برخیز و مخور غم جهان گذران/ بنشین و دمی به شادمانی گذران
در کار جهان اگر وفایی بودی/ نوبت به تو خود نیامدی از دگران "
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰ ب.ظ توسط سروش
|