هردو!
نقل می شود که در دوران رضاخان روزی قرار بود شخص رضاخان از سربازخانه ای بازدید بعمل بیاورد. در میان سربازان یکی از آنها کم شنوا بود و سخن را بدرستی درک نمی کرد. پیش از بازدید رضاخان فرمانده نزد او رفت و به هر شکل به او فهماند که: وقتی شاه به تو رسید از تو سه سوال می کند. نخست می پرسد چند سال داری؟ باید بگویی ۲۱ سال. بعد می پرسد چند سال است که در حال خدمت هستی؟ باید بگویی دو سال. نهایتآً از تو سوال می کند که شاهت را بیشتر دوست داری یا وطنت را؟ و تو در جواب می گویی: هردو! رضاشاه سرانجام سررسید و از مقابل یک یک سربازان رد شد و از آنان سوال کرد. وقتی به سرباز کم شنوا رسید نخست پرسید: چند سال است که در حال خدمت هستی؟ سرباز که سخن او را درست نشنیده بود جواب داد: ۲۱ سال! شاه که تعجب کرده بود پرسید: مگر تو چند سال داری؟ سرباز جواب داد: دو سال! شاه این بار با عصبانیت پرسید: تو خودت را دیوانه فرض کرده ای یا مرا؟! سرباز جواب داد: هردو!
